X
تبلیغات
اصطلاحات جبهه(بسیار جالب)

فداييان سید علی ( اقتصاد مقاومتی )

اصطلاحات جبهه(بسیار جالب)

اتوبوس سوار شدن: نماز شب خواندن. اگر بچه ها میخواستند به نماز شب خوانها واهل تهجد بگویند: ما را هم فراموش نکن یاالتماس دعا میگفتند: (( ما را هم تو خشاب چهل تایی جا کن)) و میگفتند: اتوبوس سوار شدی ما رو هم سوار کن.

ادکلن سنگر : بوی جوراب نشسته و کثیف .

ترکش پلو: عدس پلو

اسب تیزرو: موتر 250 نوع تریل.

الاغ : موترهای هوندای 125 

دستمال گدایی شهادت: چفیه

اهل بیت: تیر بار چی ، راننده ، آبدارچی ، آرپی چی زن ، بی سیم چی و....

باجیگر : دژ بان

کامیون هویج چپ کرده : آش و خوراک و غدا هویج دارد.

بالا بالا شوت میزند: خیلی حالیشه ، زیاد سرش میشود، عرفان و معنویت بالاست.

ستارگان جبهه: نماز شب خوانها

بپا خفه نشی :  این چه غرق در نماز و عبادت و از کار شده ایی، از دست نروی؟

بدنش ساخته شده برای رو مین:  خیلی خوش هیکل است.

بلبل: مداح و نوحه خوان اهل بیت.

اتاق مطالعه: توالیتهای تر و تمیزی در عقبه. وقتی آدم وارد یکی از آنها میشد دلش نمیخواست بیرون بیاید ، گویی ساخته شده بودندشان برای مطالعه و تفکر و تنهایی.

بغدادش خراب است : اسهال یا به اصطلاع ( اس . اس ) دارد.

بیل مکانیکی : قاشق بزرگ غذا خوری

پارتیش کلفته : کسی که همان اول عملیات شهید میشود و یا به سختی مجروع میشد.

پارچ : آفتابه نو و کار نکرده که با نبودن پارچ آبخوری در میان سفره میگذاشتند و آن را پارچ مینامیدند.

پرچم بهداری : کسی که دائم کسالت دارد و یا مریض ، مجروح است و به بهداری مراجعه میکند.

پرچم گل : روحانی رزمنده.

امداد چی: کبوتران بال سفید و شبوخی (( امداد غیبی ))  و (( تیر خلاصی زدن))

تله موض : ایستگاه های رادیو تخصصی

تعقیبات بعد از غذا : شوخی و جدی ، یعنی خواب بعد از غذا ، خصوصا در گرمای تابستان و بلاخص در جنوب آن هم فصل خرما پزان.

جگر هیولا خورده : خیلی جرات دارد.

جُنگ هفته : آش

چُرت مستحبی: خواب بعد از غذا ی ظهر که گفته شده مستحب است.

ببند فکت را : غیبت نکن، بس کن ، خیلی حرف زدی ، ادامه نده.

ذالفقار: قابقهایی دو موتره

سیب زرد خورده : مجروح شده

سیب سرخ خورده : شهید شده

شکلات بسیجی : نارنجک دستی

شل و شلتیم : خیلی مخلصتیم

فتبله اش دود میکند: زیادی عارف است

فیوزت پریده : خیلی نوارنی شده ای

قرص رفع خستگی : صلوات

قرمزته : وقتی بچه ها به بیماری اسهال مبتلا میشوند و به بهداری مراجعه میکردند و کشیک بهداری که معمولا از خود بچه ها بود به شوخی می پرسید (( اس استه؟ یعنی اسهال داری؟ میگفت : نه قرمزته ؟ ))

کوچولوتیم : اردتمندتیم

کولر گازی : چفیه که خیس میکردند و در مسیر باد قرار میدادند و باد خنکی به وجود می آوردند.


گاز اشک آور : پیاز

لنگه ی دمپایی : همبرگر سفت

مخ : بچه های مخابرات

مرکز عرفان : جبهه

مخ پنچر کردن : اعصاب همه را خورد کزدن - کسی که خیلی حرف میزند.

مگس کش : اسلحه کلاشینکف

ملائک : بچه هایی که در دل شب بی سر و صدا در سرما و گرما لباس های نشسته و ظرفعای کثیف و کفشها را وکس میزدند و تمیز می کردند و...

منور: رزمنده بسیار نورانی

موجی شده : در بسیج ثبت نام کرده و به جرگه ی بسیجیان در آمدن.

مهتابی کار گذاشته : خیلی نورانی شده .

نمره کفشتیم : کوچیکتیم

واحد جنجال و هیاهو : واحد تبلیغات شکر

یواش، نورت نپره : وضو گرفتی ، باطل نشود.

اصلاحات عبادت و اخلاص :

التماس دوا _ بالا بالاها شوت می زند_ بپا خفه نشی _ خروس بی محل _ داشتی ستاره ها را میشمردی _ ستارگان جبهه _ سر کردند نگهدار _ شصت پای ما را هم بگیر _ شهید آینده _ عرفانش بالاست _ فتیله اش دود میکند _ فیوزت نپره _ منبع آب ته کشیده _ منور قورت داده _ مهتابی کار گذاشته _ نور افکن _ نور چراغ افتاده تو صورتش _ یواش ، نورت نپره .


و جدیدا در دوره های آموزشی سربازی

خورشت وحشت: خورشتی که در آن نخود سبز. هویچ. سیب زمینی و پیاز و غیره... در آن به کار میرود وخورشت وحشت نام دارد.


ساچمه پلو  با ماست : که معلوم نیست چه جوری تهیه میشود که باعث شکستن داندانها میشود...

دمپایی ابری : کتلتهای خیلی غیر معمولی

منبع : www.dfahmokads.blogfa.com


+ نوشته شده در شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ | ساعت ۱۳:۵۴ | توسط M B. | دسته : نظر(6)