X
تبلیغات
فداييان سید علی ( اقتصاد مقاومتی )

فداييان سید علی ( اقتصاد مقاومتی )

سبك زندگي رهبر من



دانه های برنج را دانه دانه از روی پارچه ی سفید جمع می کند. دانه های جمع شده را که می ریزد کنار غذای خورده نشده، تازه می فهمیم کشیده شدن امتداد آن پارچه ی سفید، از روی میز تا روی پایش برای تمیز ماندن عبایش نیست؛ برای تمیز ماندن برنج هاست، که از قاشق که می افتند، از خوردن نیفتند.

سبک زندگی رهبرم

با با یک دست و آن هم دست چپ عذا خوردن سخت است؛ گاهی برنج می ریزد ..





+ نوشته شده در جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۲ | ساعت ۱۲:۰۶ | توسط M B. | دسته : فرهنگی - اجتماعی نظر(1)

اقتصاد از نوع مقاومتی

بسم الله الرحمن الرحیم

اقتصاد از نوع مقاومتی

آقایمان سالهاست دغدغه دارند، چشم انداز 20 ساله در مقابل چشمانشان، بوق و کرنای استکبار و عربده های اروپاییان و آمریکاییها  و باج خواهی آنان در مذاکرات هسته ای و تحریم های کذایی، انبوه بیکاران و انتظاراتی که از دولتمردان برای بهبودی وضعیت معیشت خانواده ها می رود، نفت خامی که از طریق لوله ها و کشتی ها در شرایط تحریم صادرمی شود و پول و ارزی که متعلق به ماست و در خارج از کشور بلوکه شده است. اصلاح طلبانی که تمام  ذکر و فکرشان رفع حصر از سران فتنه است در حالیکه خود می دانند تحریم واقعی پس از شکست فتنه گران در سال 88 به ایران تحمیل شده است و تحریم ها علامت حمایت نرم آمریکا از جریان فتنه است، جا گرفتن بعضی فتنه گران در دولت مثلا اعتدال، سودجویی ها و دست اندازی به بیت المال از ناحیه برخی فرصت طلبان که متاسفانه در همه دولتها موجبات نگرانی مردم را فراهم ساخته، تسهیلات و وامهایی که بعضا صرف تولید نمی شود، ذخیره ارزی و صادراتی که با مشکل روبرو می شود و وارداتی که سبقت از صادرات گرفته است، جوانان مشتاق کار، فارغ التحصیلان فراوانی که بایستی برای زندگی و ازدواج و کار و خانه آنان فکری شود، پروار شدن سازمانها و ادارات دولتی و بازدهی اندک آنان، فشارهای فرهنگی بیگانگان و تمایل به خرید اجناس خارجی، کیفیت پایین کالاهای داخلی و عدم رغبت خریداران در انتخاب کالای داخلی. سنگ اندازیهای زیادی که بر سر راه سرمایه گذاران داخلی می شود، قوانین دست و پاگیر سر راه مشارکت جدی مردم در تولید و نمایندگانی که به جای جذب سرمایه های سرگردان، مشارکت دادن مردم و سرمایه گذاران در منطقه و ایجاد اشتغال و رونق بخشیدن به تولید در پی نوشتن نامه های پی در پی به کمیته امداد و بهزیستی هستند تا رفع مشکل از خانوارهای ضعیف گردد. و مواردی دیگر همانگونه که همه دلسوزان نظام را نگران کرده است قطعا رهبری نظام را که اشراف بیشتر و بهتری بر همه امور کشور دارند را بر آن داشته که سالها با هدایت و راهبری زمینه های چنین اقتصادی را فراهم سازند. نام گذاری های هر ساله، تاکید روی نوآوری، همت مضاعف، کار آفرینی، جهاد اقتصادی، تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی، گفتگوهای پی در پی با مدیران و مجلسیان و دولتمردان و ارائه پیشنهادات و رهنمودها و نهایتا ابلاغ سیاستهای کلی اقتصادی و مقاومتی.

 اکنون زمان آن رسیده که همه با هم و با تمام وجود و با نیت جهاد فی سبیل الله برای مقابله با بیگانگان و دشمنان واقعی بشریت، دست در دست هم اقدامات لازم و شایسته را انجام دهیم.

اینجانب بر خلاف عرف شماری از اقداماتی که نباید در اقتصاد مقاومتی انجام شود را تقدیم خوانندگان ارجمند می کنم:

1-نباید رئیس جمهور، معاون اول رئیس جمهور، وزراء، مجلسیان و مسولان قوه قضاییه تمام وقت خود را صرف حرف زدن کنند و دیگر لازم به گفتن نیست فقط باید عمل کرد.

2-نباید مدیران و مسولان اجرایی روحیه یاس و ناامیدی را به مردم القاء کنند و دائم بگویند خزانه خالی است، پول نداریم و یا نمی شود.

3-نباید دولتمردان و مجلسیان اقدامات دولتهای گذشته را زیر سوال ببرند علی الخصوص 2 دولت نهم و دهم که همواره رهبری از انبوه اقدامات آنان حمایت کرده اند.

4-نباید به بیگانگان اجازه دهیم تحت هر عنوانی ما را به واکنش وادار کرده و نباید اجازه دهیم ذره ای از حقوق مسلم ما عقب نشینی صورت گیرد.

5-نباید هنگامی که مردم برای خرید به بازار می روند دنبال مارکهای خارجی بگردند.

6-نباید سازمانهای نظارتی، بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات، دادگستری، و کمیسیونهای مجلس اجازه دهند کوچکترین انحرافی از سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی  در هر بخشی پدید آید.

7-نباید هر سرمایه گذار داخلی و خارجی که آمادگی دارد کارگاهی کوچک یا بزرگ را به منظور کمک به تولید داخلی و اشتغال برپا می کند با قوانین و مقررات دست و پاگیر مواجه شود.

8-نباید ارزشها و اصول انقلاب اسلامی در تولیدات و دستورالعملها و قوانین و تعاملات بین ایران و دیگر کشورها نادیده گرفته شود.

9-نباید تولید کنندگان ما فقط به فکر تولید کالاهای با کیفیت پایین باشند و کرامت مردم ایران و تجارت خارجی را نادیده بگیرند.

10-نباید کمک و مساعدت به مردم چه در قالب یارانه و چه سبد و چه انواع دیگر موجب اهانت به مردم و نادیده گرفتن کرامت انسانی شود.

11-نباید رفت و آمدهای هیئتهای تجاری و صنعتی از اروپا وهر جای دیگر دنیا به ایران، فقط موجب تدارک بازار اجناس خارجی شده و اهداف صادراتی ایران نادیده گرفته شود.

12-نباید زمانی که اقلامی از خوراک و پوشاک و میوه و خشکبار و سایر مایحتاج بازار امکان تولید در ایران دارد و روی دست تولید کنندگان مانده، دولت به فکر وارد کردن اجناس و اقلام مذکور باشد.

13-نباید تمامی زمینه ها و پیشرفتها و زیر ساختهایی که در دولتهای گذشته فراهم شده و اکنون دست دولت یازدهم را باز کرده، فراموش و نادیده گرفته شود.

14-نباید در دوران اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی قشرهای آسیب پذیر به فراموشی سپرده شوند.

 15-نباید در امور اقتصادی تصمیماتی عاجل و غیر علمی و بدون پشتوانه قانونی از ناحیه مدیران اجرایی اتخاذ گردد.

16-نباید مجوز تولید هر نوع کالا در هر استانی و کاشت محصولات کشاورزی در هر استان صادر شود و مزیتهای نسبی حرف اول را در تولید باید بزند.

17-نباید مناسبات فعلی کارگر و کار فرما به شکل موجود تداوم یابد، انسانها دارای کرامت هستند و نیروی انسانی شاغل در کارگاهها نباید آموزش ندیده، کرامت ندیده و غیر برخوردار از مواهب تولید باشند.

18- نباید صادر کنندگان کالا با موانع عدیده روبرو شوند و نباید فقط به فکر تولید برای صدور به کشورهای همسایه باشیم و علاقه مردمانی دوردست در سراسر دنیا و گرایش آنان به انواع کالاها می تواند پایه های تولید و صادرات را محکم کند.

19-نباید مناطق ویژه تجاری محلی برای عرضه کالاهای خارجی گردد و تولیدکنندگان و صادرکنندگان ما اشتیاقی به استفاده از این فضاها نداشته باشند.

20-نباید تجارت و صادرات اقلامی مثل برق، گاز، پتروشیمی، فرآورده های نفتی و خدمات در کشورهای دیگر را دست کم بگیریم.

21-نباید کالاهای بنجل و فرسوده و غیر کیفی به هر دلیل از چین و ماچین به کشور وارد شود و بساط صنایع و تولید داخلی را برچیند.

22-نباید در شرایط فعلی دستگاه های دولتی و بانکها مرتب به فکر ساخت و ساز ساختمانهای اداری برای خود باشند.

23-نباید برابر اصل54 از انفال و سایر منابع زیرزمینی و دریایی در بودجه ریزی برای کشور غافل شویم.

24-نباید از نظارت همه جانبه بر درآمدهای نفتی و در مجموع ارقام حاصله از صادرات و درج آنها در حساب و کتابهای دولت و مجلس غافل باشیم.

25-نباید از بنگاه های اقتصادی دولتی و مالیاتهای صدها میلیاردی آنان غافل شد.

26-نباید نمایندگان مجلس فقط نگاه منطقه ای داشته باشند و نگاه ملی را نادیده گیرند.

27-نباید نمایندگان مجلس بودجه های غیر شفاف را تصویب کنند و به دنبال تفریغ بودجه های سنوات قبل(90و91)نباشند.

و اما باید فقط و فقط با عزمی جزم و اراده ای محکم بدون هر گونه سستی و تردیدی با دقت و تدبیر سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را تحت نظر و هدایتهای رهبری از ناحیه همه دست اندر کاران، قوای سه گانه، مردم و اندیشمندان اقتصادی دنبال و پیگیری شود.

حسن کربلایی

 

9/12/1392    

منبع : دست نوشته های حسن کربلایی 


+ نوشته شده در شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ | ساعت ۲۳:۲۶ | توسط M B. | دسته : اقتصادی نظر(1)

اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری

مقاوم بودن اقتصاد :

وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم؛ این یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.

 

+ نوشته شده در شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ | ساعت ۲۳:۱۴ | توسط M B. | دسته : اقتصادی نظر(0)

آیا دولت یازدهم مرد عمل به اقتصاد مقاومتی است؟

۱- فرض کنید یک کشاورز بجای اینکه هر روز در زمین کشاورزی کار کند و با دستمزد خود، مایحتاج و خورد و خوراک خانواده اش را تامین کند، به هر دلیلی از این کار امتناع می کند و هر ماه فرش های قیمتی زیر پایش، طلاهای همسرش و لوازم خانه اش را می فروشد تا بتواند نیازهای ضروری و اولیه خانواده (همچون غذا، پوشاک و …) را تامین کند، حال اگر این وسط در بازار خریداری بی رحم و زورگو هم باخبر باشد که این کشاورز اگر امروز فرش خود را نفروشد اهل خانه اش باید سر را گرسنه به بالین بگذارند! قطع به یقین تا می تواند به او زورگو می گوید و هر قیمتی را که دلش بخواهد برای اجناس کشاورز تامین خواهد کرد و کشاورز هم کاری از دستش بر نیاید!

۲- البته «حکیم» آن دیار هم چند بار این را به جناب کشاورز گوشزد کرده بود که هیچ آدم عاقلی این کار را نمی پسندد! ‍،‌چرا که بخوبی می داند آقای کشاورز دارد «سرمایه فروشی» یا به نوعی «سرمایه سوزی» می کند و دیر یا زود این «سرمایه محدود» او تمام خواهد شد و آنگاه است که «کاسه چه کنم!» بدست خواهد گرفت و احتمالاً خانواده اش هم او را سرزنش خواهند کرد که چرا از همان روز اول به فکر امروز نبودی؟!

۳- حکایت «اقتصاد ما»، حکایت همین آقای کشاورز است، ما و دولت مان سال هاست که داریم «نفت می فروشیم» و با آن «واردات» می کنیم و بخش اعظمی از بودجه جاری دولت مان را هم داریم از نفت فروشی مان تامین می کنیم، بجای آنکه نفت را بگذاریم برای روز مبادا و یا با پول نفت سرمایه گذاری و اشتغال زائی کنیم داریم آن را اولاً به بدترین شکل ممکن می فروشیم (یعنی خام فروشی می کنیم و حال آنکه کشورهای خریدار با نفت خام ما بیش از ۲۵۰۰ نوع فرآورده تولید می کنند و به قمیت گرانتر به خودمان می فروشند) و ثانیاً با دلارهای نفتی مثلاً برنج هندی وارد می کنیم و می خوریم! و سبد کالای مان را هم تکمیل می کنیم…

۴- این حکایت «سرمایه فروشی»، حکایت امروز و دیروز هم نیست، از صد و شش سال قبل که اولین چاه نفت مان کشف شد (۵خرداد ۱۲۸۷) و از شصت و اندی سال قبل که «صنعت نفت مان به اصطلاح ملی» شد(۲۹اسفند ۱۳۲۹) ما داریم همین رویه را ادامه می دهیم و در واقع این «خشت کج» در دوران رژیم های طاغوتی بنا گذاشته شد و در این سال ها با کمال تاسف ما هم آن را دنبال کرده ایم و طی سالیان، خریداران بازارهای نفت هم که اتفاقاً نوعاً از زورگیان عالم اند، بخوبی از وابستگی ما به این «سرمایه تمام شدنی و بین نسلی» یعنی نفت مطلع بوده و هر قیمتی که دلشان خواسته برای نفت تعیین کرده اند و ما هم ناچار به تمکین(!)، پس می شود گفت تا کنون این سرمایه به نوعی «مایه ی دردسر» ما شده است!

۵- سی و پنج سال است که دولت های مختلف بر سر کار آمده اند و بعضاً هم بنا را بر کاهش «وابستگی اقتصاد به نفت» گذاشته اند، تلاش های زیادی صورت گرفته،‌ اما همچنان بخش اعظمی از بودجه کشور به نفت وابسته است و در تحریم های ظالمانه اخیر این واقعیت به ما ثابت شد که این وابستگی چقدر برای ما مضر است، ضررش از آن جهت بود که یک «نقطه ضعف» آشکار در اقتصاد ما بود و دشمنی که خود را وارد یک عرصه ی نبرد اقتصادی کرده، طبیعی است که دست می گذارد بر روی نقاط ضعف حریف، و چه نقطه ضعفی بهتر از همین وابستگی اقتصاد به نفت و تک محصولی بودن اقتصاد! و دیدیم آنچه شد، به دیگر سخن نفت سرمایه ای در دست ماست اما فی الواقع مایه ی دردسرمان شده است. و این را هم باید گفت که «نفت به ذات خود ندارد عیبی   هر عیب که هست از شیوه ی استفاده ی ماست». همچون حکایت همان کشاورز و خریدار و حکیم…

۶- شعار اصلی انقلاب ما «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بوده و هست، ما باید «آرمان گرائی واقع بینانه» داشته باشیم، واقعیت را باید گفت که «استقلال اقتصادی» تاکنون یک آرمان محقق نشده برای انقلاب ما بوده است. اقتصاد کشوری چون ایران که دارای «جهان بینی خاصی» است و این جهان بینی با منافع قدرت های بزرگ در تضاد است، یک اقتصاد خاص است و بهترین تعبیر از این اقتصاد همان «اقتصاد مقاومتی» است، اصطلاح «اقتصــاد مقاومتی» اولین بار در تاریخ ۱۶/۰۶/۱۳۸۹ توسط مقام معظم رهبری وارد ادبیات اقتصادی کشور شد که فرمودند؛ « ما باید یک اقتصاد مقاومتىِ واقعى در کشور به وجود بیاوریم».

اقتصاد مقاومتی از نگاه معظم له بر سه رکن اساسی و سه الزام حیاتی استوار است:

 الف) مردمی کردن اقتصاد

ب) کاهش وابستگی اقتصاد به نفت

ج) مدیریت و تعادل در مصرف

 

۷- واقعیت این است که رهبر انقلاب از همان «روزهای اول رهبری شان» بر این موضوع تاکید ویژه داشته اند و این را بوضوح می توان در «گفتمان اقتصادی» ایشان یافت، بعنوان نمونه آنجا که فرمودند:

«من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم  کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان “تکنوکرات” لبخند انکار زدند که مگر می شود؟! بله، می شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا می کنند».

۸- اما مردمی کردن اقتصاد یعنی چه؟ کاهش وابستگی اقتصاد به نفت چگونه؟، برای اینکه به این سوال پاسخ بدهیم ابتدا نیاز است «اوضاع کنونی اقتصاد کشور» را بررسی مختصر کنیم؛ از نگاه عقلای علم اقتصاد، ‍‌اقتصاد امروز ایران در یک شرایط «رکود تورمی» است،‌ یعنی رکود بخش تولید و بیکاری از یک طرف و تورم و گرانی اجناس از دیگر سوی، اقتصاد ملی ما را مورد فشار قرار داده اند، همزمانی رکود و تورم با هم بر حساسیت موضوع می افزاید و شاید به همین خاطر است که از «رکود تورمی» به «حالت گرداب گونه» هم تعبیر می کنند.

 

در اقتصاد کلان اصلطلاحاَ می گویند «بخش عرضه کل اقتصاد دچار شوک شده است»، ‌به تعبیر ساده یعنی یک عامل خارجی(تحریم) به مانند یک شوک حال و روز اقتصاد ایران را به این روز در آورده است!، ‌اما سوال اساسی اینجاست که «چرا باید یک عامل خارجی بتواند اینگونه بر اقتصاد ما تاثیر بگذارد و اقتصاد ما برای اینکه بتواند در مقابل  این شوک و شوک های احتمالی بعدی مقاومت کند باید چه تغییراتی داشته باشد؟ اصلاَ ضعف اساسی کار در کجاست؟»، اینجاست که نقش اقتصاد مقاومتی بخوبی برجسته می شود، اینجاست که تاکید های مکرر رهبری جامعه مبنی بر «تکیه بر ظرفیت های درون زا » پدیدار می شود.

۹- در بیان چرایی تاثیرپذیری اقتصاد ما از آن عامل خارجی یعنی تحریم، همان «داستان کشاورز بیکار» کافی است، اما اینکه چه باید کرد که اقتصاد ما در مقابل این فشارها «تاب آوری» بیشتری داشته باشد، باید گفت که ما باید نقاط ضعف اقتصادمان را برطرف کنیم، اصلی ترین نقطه ضعف ما هم «بیماری اعتیاد» است(!)، بله تعجب نکنید ما یک «اقتصاد معتاد» داریم معتادی که البته متمول هم هست،‌ تنومند هم هست نه اینکه نحیف باشد(!)، فرد معتاد به «مواد مخدر» اعتیاد دارد و اقتصاد ما هم به یک «طلای سیاه» یعنی نفت.

فرد معتاد برای اینکه امیدوارانه به زندگی خود بازگردد باید «ترک اعتیاد» کند و این را می داند که ترک اعتیاد او همراه است با «درد و خماری»!. کشور ایران، از لحاظ «مجموعه ذخایر نفت و گاز» در جهان اول است، اما وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی از گذشته موجب شکل گیری یک «اقتصاد تک محصولی و ضربه پذیر» شده است.

 11

(ایران از لحاظ مجموع ذخایر نفت و گاز، در جهان اول است)

۱۰- تجریه سی و اندی ساله در نظام اسلامی و دولت های گذشته بخوبی نشان می دهد که «مدل ها و مکاتب اقتصادی» موجود در غرب (ائم از نئوکینزی و فریدمنی که هر دو ذیل «اقتصاد آدام اسمیتی» تعریف می شوند و هرکدام به نوعی در دولت های کارگزاران سازندگی، اصلاحات و دولت های نهم و دهم و به احتمال فراوان دولت یازدهم مورد آزمایش قرار گرفته و می گیرند) به تنهائی قابلیت حل مشکلات اقتصادی ایران را ندارند و ما باید یک الگو و مدل اقتصادی مبتنی بر مبانی فکری و اعتقادی نظام اسلامی خودمان طراحی کنیم. همین جا برای اینکه متهم به «بی سوادی» نشوم در تائید این بند استناد می کنم به فرمایش رهبری انقلاب که؛ «یکى از مشکلات ما در طول این سالها این بوده که افرادى آمده‌اند مفاهیم اسلامى را با مفاهیم غربى ترجمه کرده‌اند، حرفهاى غربى‌ها را تکرار کرده‌اند، دنبال تحقق آنها بودند؛ در حالى که انقلاب اسلامى براى این نیست. آزادى غربى در زمینه‌ى اقتصاد، همین مطالبى است که مى‌بینید؛ همین «اقتصاد آدام اسمیتى» و رسیدن به این وضع دیکتاتورى اقتصادى موجود دنیا، که الان دارد انحلال و فروریختگى خودش را بتدریج نشان می دهد. مراد ما از آزادى که این نیست…». ۲۴/۰۷/۱۳۹۰

۱۱- حالا اینها که گفتم چه ربطی داشت به مقوله ی مردمی کردن اقتصاد و کاهش وابستگی اقتصاد به نفت؟، می گویم؛ اگر قصد داشته باشیم از امروز سهم نفت را در بودجه کشور (مخصوصاَ بخش جاری بودجه) کاهش بدهیم، اگر از امروز تصمیم بگیریم که به اراده خودمان نفت کمتری بفروشیم، اگر از امروز بخواهیم «چشم را ندوزیم به دست دیگران»، باید چکار کنیم؟ اگر نفت نفروشیم چه کنیم؟ چگونه واردات کنیم؟ نیازهای کشور را چگونه تامین کنیم؟،‌دولت هزینه های خودش را از کجا تامین کند؟ پاسخ را در ادامه بخوانید؛

۱۲- بیائید با هم برگردیم به اوضاع و شرایط قبل از تحریم ها، در کشور ما در بهترین حالت روزی چهار و نیم میلیون بشکه نفت تولید می شد و از این مقدار تقریباَ دو و نیم میلیون آن صادر و حدود دو میلیون بشکه از آن نیز در داخل مصرف می شد.

پیش تر هم گفتم که «خام فروشی» بدترین نوع استفاده از نفت است (این به کنار)،‌ حالا پول این دو و نیم میلیون بشکه نفت را می آوردیم در کشور، و اکنون که تحریم شده ایم در واقع آن دو نیم میلیون نفت صادراتی ما رسیده است به یک میلیون بشکه، اما مصرف داخل مان همان است و ای بسا بیشتر هم شده است، پس اوضاع خیلی هم تغییر نکرده است.

 iransupply copy

(نمودار تولید و مصرف نفت در ایران بین سال های ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۰)

۱۳- تازه چند سالی است که با مصوبه مجلس، بخشی از پول نفت صادراتی مان را به صندوق توسعه ملی(حدود۳۱%) می فرستیم و با بخش اعظمی از آن «هزینه های دولت» را تامین می کنیم و همچنین «واردات» انجام می دهیم، تا بحال پرسیده ایم که کالاهای عمده و اولویت اول که با پول نفت وارد می کنیم،‌چه کالاهائی هستند؟ کالاهای اساسی نظیر گوشت قرمز، گوشت مرغ، گوسفند زنده، جو، ذرت، دانه سویا، کنجاله، روغن خام، شکر خام، شیرخشک صنعتی و …

حالا دوباره سوال می کنم، آیا ما ناتوان هستیم که نمی توانیم اینها را در کشور خودمان تولید کنیم؟، حتماَ باید پول نفت را ببریم و با آن دانه سویا وارد کنیم؟! کشوری که در آن مدرنترین پهپادها و موشک ها و پیشرفته ترین داروها ساخته می شود، آیا جوانانش نمی توانند این اقلام را در کشور خودشان تولید کنند؟! ما باید مردانه «پای تولید ملی مان بایستیم»،‌ اگر تولید ملی در کشور تقویت شود و تولیدکننده سودآوری داشته باشد آنگاه می‌تواند مالیات دهنده خوبی نیز باشد و منابع بودجه عمومی را هم تأمین کند.

۱۴- می گویند امروز در دانشگاه پرینستون آمریکا، یک دانشجوی دکترا دارد روی «جهاد سازندگی ایران» پایان نامه می نویسد که ببینید سی سال پیش در ایران چه اتفاقی افتاده است، آیا ما تا زمانی که تجریه های ارزشمندی همچون جهاد سازندگی را داریم باز هم باید «چشم را بدوزیم به دست دیگران؟»،‌باز هم باید بگوئیم؛ «مردمی کردن اقتصاد چگونه؟»، اینجاست که معنای تولید ملی را می فهمیم،‌ اینجاست که معنای اقتصاد بدون نفت را می فهمیم، ‌اینجاست که معنای جهاد اقتصادی را می فهمیم و اینجاست که معنای «مردمی کردن اقتصاد» را می فهمیم، رهبری حکیم می فرمایند؛ «سیستم بانکى کشور، دستگاه‌هاى دولتى کشور و دستگاه‌هائى که میتوانند کمک کنند – مثل قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضائیه – کمک کنند که مردم وارد میدان اقتصاد شوند.» . ۰۳/۰۵/۱۳۹۱

۱۵- حالا برگردیم به آن دو میلیون بشکه نفتی که در داخل کشور مصرف می کنیم، این را اضافه کنید به میزان گاز و برقی که ما در خانه های مسکونی،‌ در صنایع و کارخانه ها و در ادارات دولتی مان داریم مصرف می کنیم،‌ اگر چه ایران یک کشور غنی از لحاظ منابع انرژی است، اما شدت مصرف انرژی یا به تعبیری شدت انرژی (Energy Intensity) در ایران نیز بالاست و در این زمینه فاصله زیادی با استاندارد های جهانی دارد. از طرفی بهره وری انرژی در ایران نیز در مقایسه با استاندارد های جهانی بسیار پائین است. به زبان بی سوادی یعنی اینکه؛ ما یک کشور هفتاد و پنج میلیون نفری هستیم اما به اندازه یک میلیارد و ششصد میلیون نفر انرژی مصرف می کنیم!

 Iran-Energy-Intensity2(شدت مصرف انرژی در ایران بیش از میانگین جهانی)

۱۵- متاسفانه فرهنگ مصرف در کشور ما، یک فرهنگ اسراف گونه و نامتعادل است، یکی از عوامل اصلی خراب شدن فرهنگ مصرف در کشور ما همین «استفاده ناصحیح از منبع عظیم نفت و گاز» در سالیان گذشته بوده است،‌ راه اصلاح این کار هم قبل از هرچیزی نیاز به «پیوست فرهنگی» دارد و اینجاست که به خوبی به سومین رکن اقتصاد مقاومتی یعنی « مدیریت و تعادل در مصرف» پی می بریم، البته امرائی که مبتنی بر آموزه های علم اقتصاد غربی، یک روز در این مملکت تمام همت شان بر این بود که «خوی کاخ نشینی و مصرف بی رویه» را در لایه های جامعه رسوخ دهند باید در پیشگاه تاریخ و ملت ایران پاسخگو باشند، چرا که فرمود؛ « الناس علی دین ملوکهم».‌

۱۶- سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی پس از سه سال، از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد، نگارنده معتقد است این کار سرآغاز صدور فرمان «انقلاب اقتصادی» در کشور است، آن هم بعد از سی و پنج سال از انقلاب اسلامی و این بهترین موقع است برای این فرمان، اقتصاد مقاومتی پلی است که عبور از آن ما را به «اقتصاد بدون نفت»، به «اقتصاد دانش بنیان»، به «استقلال اقتصادی»،‌به «رشد تولید ملی»،‌ به «اقتصاد مردمی»،‌ به «جهاد اقتصادی»، به «اقتدار اقتصادی»،‌ به «اقتصاد اسلامی»،‌ «اقتصادی که در آن فساد در حداقل است» خواهد رساند. اصلاَ اقتصاد مقاومتی مبنایش همین «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون» است.

 


+ نوشته شده در پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۲ | ساعت ۱۵:۲۵ | توسط M B. | دسته : سیاسی نظر(1)

چرا باید بگوییم مرگ بر آمریکا؟ "اگر دشمنان ما را محاصره اقتصادی کنند ، ما فرزند رمضانیم ؛ و اگر ما را محاصره ی نظامی کنند ، فرزند عاشوراییم...."

 

در مکتب شیعی امام حسین(ع) شهید شد تا مقابل استکبار بایستد.

مردم کوفه قافیه را باختند و پیمان شکستند زیرا مال و شکم را بر تقابل با استکبار ترجیح دادند.

پس بیایید ما هم کوفی نشویم و در هر زمان به پایداری نظام جمهوری اسلامی و حفاظت از خون های ریخته شده در هشت سال دفاع مقدس بگوییم آمریکا ننگت باد

مرگ بر آمریکا

ما می گوییم : « ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» ولی ......

در عمل داریم کوفی می شویم شکم هایمان گرسنه شده.... ای وای برما چگونه با شکم پر آمریکایی بگوییم:«حسین(ع)»

شهیدسید حسین تکیه در فرازی از وصیت نامه خود می گوید:

 

اگر دشمنان ما را محاصره اقتصادی کنند ، ما فرزند رمضانیم ؛
و اگر ما را محاصره ی نظامی کنند ، فرزند عاشوراییم....


 


+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ | ساعت ۱۴:۰۳ | توسط M B. | دسته : سیاسی نظر(1)

«اقتصاد مقاومتی چیست؟»

امروزه جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی خود با مسائل یا مفاهیمی مواجه است که به هیچ عنوان تاکنون چه در عرصه‌ی نظر و در کتاب‌های درسی و چه در عرصه‌ی عمل و تجارب بشری مشابه و مابه‌ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلّف به نوآوری و ابتکار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. هر کشوری که عَلم استکبارستیزی را برپا کند نیازمند چنین الگوهایی است. یکی از این مفاهیم، «اقتصاد مقاومتی» است.

 

اگر تمام دانش انباشته و کتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا را مطالعه کنید، نظریه یا تجربه‌ای مدون و مکتوب درباره‌ی اقتصاد مقاومتی نخواهید یافت. در تمام متون و کتاب‌های اقتصاد، هیچ پیشینه‌ای نظری یا عملی از تحریم بانک مرکزی نخواهید دید و از آن‌جا که این امر تاکنون سابقه نداشته، چگونگی واکنش به آن هم امری بدیع است. حتی اگر مطالعاتی هم در این باره صورت گرفته باشد، در طبقه‌بندی‌های محرمانه و امنیتی قرار گرفته و امکان دسترسی به آن برای کارشناسان معمولی وجود ندارد. نتیجه اینکه اقتصاددان انقلاب اسلامی نمی‌تواند از نظریه‌های متداول برای حل مشکل و مسأله‌ی خود بهره بگیرد. لذاست که جنبش نرم‌افزاری و الگوی اسلامی- ایرانی اداره‌ی جامعه، شکل بدیعی به خود می‌گیرد که الهام‌بخش جمیع ملت‌های آزاده خواهد بود.

مطلبی که در این نوشته درآمدی بر آن خواهم داشت، مسأله‌ی اقتصاد مقاومتی است. ابتدا لازم است که یک تبیین و تعریف علمی از اقتصاد مقاومتی ارائه دهیم. اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهارگونه تعریف نمود و چهار الگو از آن یا ترکیبی از همه‌ی آنها را در کشور به عنوان پروژه‌هایی ملی پیگیری کرد.

اقتصاد موازی
 
اقتصاد ترمیمی
اقتصاد دفاعی
اقتصاد الگو

توضیحات کامل ذز ادامه ی مطلب.... 


+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ | ساعت ۱۳:۴۴ | توسط M B. | دسته : سیاسی نظر(0)